8/28/2012

من و سیگار و چای داغ

منو سیگار و چای داغ
 کنار برکه ی چشمات
همه با هم میسوزیم
 به یاد اخرین حرفات
...
به یاد بوسه ی داغی
 که هر شب توی اون خونه
منو با تو به اوج عشق
به اوج عشق و رویا میرسونه
به یاد اخرین شب های تلخی که
جدا از هم ولی با هم بودیم ما
به یادت بودم و بودیم به یاد هم
قسم خوردیم جدا از هم نمونیم ما
شکستی باز قسم ها تو دیونه
شکشتی باز در کوچیک خونه
به این بخت خراب و سر نوشتم
چرا میکوبی دست و پا دیونه
...
من و سیگار و چای داغ
کنار برکه ی چشمات
همه با هم میسوزیم
به یاد اخرین حرفات
...
خبر دارم که لیلی گشتی بازم
به دنبال کدوم مجنون میگردی
منو کشتی تو با عشقت عزیزم
چه کارهایی تو با مجنون نکردی
کدوم مجنون سر در گم بگردم
که هر شب یاد تو.تو سر نباشه
که بی تو این دلم مثل همیشه
مثل گل یاست  پر پر نباشه
داره یادم میره باید بدونی
دیگه به گلدون هاتم اب نمیدم
اخه اینجا تموم شد مهربونی
دیگه حرفی نمونده که ندونی
...
من و سیگار و چای داغ
کنار برکه ی چشمات
همه با هم میسوزیم
به یاد اخرین حرفات
...
1391/6/6
 

No comments:

Post a comment